️ فریادهایی که شنیده نمیشوداین متن یک روایت اعتراضی و افشاگرانه از وضعیت کارکنان سازمان امور مالیاتی است که چند محور کلیدی دارد:
🔎 نکات اصلی متن
-
رکورد در اعتراض سازمانی
-
بیش از ۱۹ هزار امضا در کارزار اعتراضی کارکنان، که در تاریخ این سازمان بیسابقه تلقی میشود.
-
این حجم از امضا با توجه به فضای بسته و ترس از پیامدهای اداری، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
-
-
ناامیدی و فشار معیشتی کارکنان
-
پیامهای تلگرامی کارکنان نشاندهنده مشکلات جدی معیشتی: مستأجری، هزینههای تحصیل فرزندان، بیماریهای سخت.
-
کارکنان معتقدند مدیریت سازمان نسبت به رفاه و معیشت آنها بیتفاوت بوده است.
-
-
نقد به مدیریت فعلی سازمان
-
انتقاد صریح به رئیس کل فعلی سازمان و رویکرد غیرهمدلانه او.
-
پیامکهای رسمی او (“نتایج خیرهکننده در شش ماهه دوم” یا “تسهیلات خرید مسکن”) بیشتر به تمسخر گرفته شدهاند تا امیدآفرینی.
-
-
پیشنهاد برای تغییر مدیریت
-
تاکید بر اینکه رئیس جدید باید:
-
از بدنه واقعی سازمان باشد، نه از مدیران همیشگی و خارج از بدنه.
-
تخصص و تجربه مالیاتی داشته باشد.
-
با کارکنان همدل باشد.
-
با دولت جدید و رئیسجمهور ارتباط مؤثر داشته باشد تا مطالبات کارکنان پیگیری شود.
-
-
-
زمینه بزرگتر
-
تاخیرهای مکرر در پرداخت پاداشها (مثل ماده ۵۰).
-
شایعات درباره منوط شدن پاداشها به تحقق درآمدهای پیشبینیشده.
-
نارضایتی گسترده که به بیانگیزگی و تهدید کارایی سازمان منجر میشود.
-
📝 تحلیل کلی
این متن نشان میدهد که سازمان امور مالیاتی در بحرانی عمیق از نظر نیروی انسانی قرار دارد؛ بحرانی که صرفاً اقتصادی نیست بلکه مدیریتی و اعتمادسنجی نیز هست.
-
کارکنان احساس میکنند ارزش و جایگاهشان نادیده گرفته شده و فشارهای معیشتی بدون پاسخ مانده است.
-
مدیریت سازمان نتوانسته اعتمادسازی کند و پیامهای رسمی بیشتر موجب طعنه و ناامیدی شدهاند.
-
مطالبه اصلی کارکنان، تغییر در رأس مدیریت با فردی از درون سازمان است که به مشکلات واقعی آشنا باشد.