هزینه های ثابت تعهد شده

هزینه های ثابت تعهد شده

هزینه های ثابت تعهد شده

committed fixed expenses

committed fixed expenses

لغات مشابه

کالا

a raw material or primary agricultural product that can be bought and sold, such as copper or coffee.

کمیته تدوین روشهای حسابداری

committee on accounting procedures (cap)

هزینه های ثابت تعهد شده

مخارج تعهد شده

committed cost

تعهدات

commitments

هزینه بهره اعتبار استفاده نشده

commitment fee

ورود به سایت