حسابداری موجودی کالا

حسابداری موجودی کالا

فهرست محتوا

حسابداری موجودی کالا از آن رو اهمیت دارد که در بسیاری از شرکتها، موجودی مواد و کالا یکی از اقلام مهمی است که بر صورت سود و زیان و صورت وضعیت مالی موثر است.

موجودی مواد و کالا در صورت وضعیت مالی با انعکاس در دارایی های جاری و سپس سرمایه در گردش به نوعی نماد توان مالی در کوتاه مدت است پس از فروش کالاهای خریداری شده یا ساخته شده، بهای

تمام شده موجودی ها به عنوان یک هزینه در صورت سود و زیان از درآمد فروش کسر میشود.

تفاوت درآمد فروش و بهای تمام شده فروش سود ناخالص است که بیانگر حاشیه سودی است که از فروش بدست می آید.

ارقام مرتبط با موجودی ها در صورتهای مالی نقش بنیادی در تحلیل وضعیت مالی و عملکرد مالی شرکتها دارد و به همین دلیل شناخت اندازه گیری و افشای آن در حسابداری بسیار مهم است.

موجودی مواد و کالا

موجودی مواد و کالا به داراییهایی اطلاق میشود که

  • برای فروش در روال عادی عملیات واحد تجاری نگهداری می شود
  • به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات در فرایند تولید قرار دارد
  • به منظور ساخت محصول یا ارائه خدمات خریداری شده و نگهداری می شود
  • ماهیت مصرفی دارد و به طور غیر مستقیم در جهت فعالیت واحد تجاری مصرف می شود.

در دو گروه از شرکتها حسابداری موجودی ها اهمیت بیشتری دارد:

گروه اول شرکتهای بازرگانی است که معمولا یک حساب موجودی دارند.

گروه دوم شرکتهای تولیدی است که معمولا سه گروه موجودی دارند:

  • مواد خام یا مواد اولیه
  • کالای در جریان ساخت
  • کالاهای ساخته شده

مالکیت موجودی ها

از دیدگاه حسابداری مشخص کردن مالکیت موجودی ها برای تعیین مقادیر واقعی موجودی ها لازم است. معمولا یک واحد تجاری خرید و فروش را در زمان انتقال مالکیت قانونی یا قراردادی ثبت میکند. بنابراین برای

اندازه گیری دقیق مقدار و مبلغ موجودی و بهای تمام شده کالای فروش رفته در صورتهای مالی تعیین زمان انتقال مالکیت با اهمیت است.

یکی از اشتباهات رایج این است که مالکیت را معادل در اختیار داشتن کالا بدانیم کالاهای موجود در انبار یک واحد تجاری ممکن است متعلق به آن نباشد یا ممکن است یک واحد تجاری مالک کالاهایی باشد که در انبار نمیباشد و نزد دیگران نگهداری می شود.

در تعیین مالکیت از جمله سه مورد زیر نیازمند توجه ویژه است:

  •  کالای در راه
  • کالای امانی
  • فروش کالا با حق برگشت

کالای در راه

منظور کالای که خریداری شده و با توجه به شرایط معامله فروش می توان تشخیص داد که کالای مورد نظر کالای در راه دارایی فروشنده است یا دارایی خریدار می باشد و در کدام نقطه کالا تحویل خریدار شده و مالکیت و مخاطرات کالا به طور کامل به خریدار منتقل می شود .

کالای امانی

در بعضی از قراردادهای امانی امانت گیرنده کمیسیون میگیرد و در بعضی از قراردادهای امانی امانت گیرنده کالاها را همزمان با فروش کالا به مشتری می خرد و در مواردی نیز امانت دهنده به دلیل کمبود مکان برای نگهداری کالا آن را به امانت گیرنده جهت نگهداری و استرداد آن در آینده تحویل میدهد کالای امانی جزء موجودی امانت دهنده است و باید از موجودی های امانت گیرنده مستثنی شود.

فروش کالا با حق برگشت

در مواردی که خریدار حق برگشت کالا را دارد، در صورتی می توان فروش را ثبت کرد که مبلغ کالاهای برگشتی در آینده قابل برآورد باشد. در این حالت اگر برآورد معقول امکان پذیر نباشد تا زمانیکه برگشت محتمل است فروش ثبت نمی شود اگرچه مالکیت قانونی به خریدار منتقل شده است فروشنده باید این کالاها را جزء موجودی های خود منعکس کند.

حسابداری موجودی ها

مهمترین هدف حسابداری موجودی ها تطابق هزینه ها با درآمدها به منظور تعیین صحیح سود دوره و محاسبه مبلغ موجودی پایان دوره به نحو قابل اتکا برای ارائه در صورت وضعیت مالی است.

برای حسابداری موجودی ها دو سیستم وجود دارد:

  • سیستم ادواری
  • سیستم دائمی

سیستم ادواری

در سیستم ادواری مقادیر موجودی ها از طریق شمارش فیزیکی موجودی ها بطور ادواری مشخص می شود، سپس مقادیر تعیین شده از طریق یکی از روشهای تعیین بهای تمام شده قیمت گذاری میشود

بهای تمام شده فروش با اضافه کردن خرید خالص طی دوره بهای تمام شده کالاهای تولید شده به موجودی اول دوره و کسر کردن موجودی پایان دوره بدست می آید.

در این روش برای ثبت خرید کالا از حساب موجودی کالا استفاده نشده و مبالغ خرید بطور مستقیم به حساب بهای تمام شده منظور می گردد .

در روش ادواری در پایان دوره مالی و با شمارش موجودی ها و تعیین ارزش ریالی با توجه روش های محاسبه بهای تمام شده کالا مبلغ موجودی کالا به عنوان وجودی پایان دوره در حساب ها ثبت می شود و همین مبلغ به عنوان موجودی اول دوره در دوره مالی بعد در طی سند افتتاحیه ایجاد می گردد و مجدد همین روال تا پایان دوره و شمارش مجدد موجودی ها و تعیین ارزش انجام می شود .

ثبت های خرید و فروش کالا در روش ادواری بدین شرح می باشد :

برای ثبت خرید کالا حساب خرید کالا بدهکار و منبع پرداخت که موجودی نقد و بانک یا اسناد پرداختنی و یا حساب بستانکاران تجاری بستانکار می شود .

برای ثبت فروش کالا نیز منبع دریافت که موجودی نقد و بانک یا اسناد دریافتنی و یا بدهکاران تجاری می باشد بدهکار و حساب فروش کالا بستانکار می شود .

سیستم دائمی

در سیستم دائمی موجودی اطلاعات مربوط به مقادیر و بهای تمام شده موجودی ها بطور مداوم و همزمان با ورود و خروج موجودی ها یا خرید و فروش در حساب موجودی ثبت میشود.

در این روش مبلغ مانده موجودی کالا همواره در دسترس می باشد .

ثبت های خرید و فروش کالا در روش دائمی بدین شرح می باشد :

در زمان خرید کالا حساب موجودی کالا بدهکار و منبع پرداخت که موجودی نقد و بانک یا اسناد پرداختنی و یا حساب بستانکاران تجاری بستانکار می شود .

در زمان فروش نیز می بایست بهای تمام شده فروش و کاهش موجودی ثبت شود به عبارت دیگر برای ثبت فروش در روش دائمی سند بصورت مرکب صادر می شود ، در این روش همانند ثبت فروش در روش ادواری منبع دریافت که موجودی نقد و بانک یا اسناد دزیافتنی و یا بدهکاران تجاری می باشد بدهکار و حساب فروش کالا بستانکار می شود و علاوه بر آن حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته بدهکار و حساب موجودی کالا بستانکار می شود .

انتخاب سیستم ادواری یا دائمی

شرکت ها برای انتخاب یکی از این دو سیستم مخنار می باشند و از نظر استانداردهای حسابداری و یا قوانین محدودیتی برای انتخاب روش وجود ندارد و شرکت ها با توجه امکانت در دسترس حجم و ارزش موجودی ها و میزان تراکنش ها و تعداد خرید و فروش کالا نسبت به انتخاب سیستم مناسب اقدام نمایند .

آنچه مشخص می باشد سیستم دائمی اطلاعات کاملتر و به هنگام تری نسبت به روش ادواری در اختیار مدیران جهت تصمیم گیری قرار می دهد و از طرف دیگر روش ادواری در اجرا راحت تر بوده و منابع کمتری را از شرکت مصرف می نماید .

بهای تمام شده موجودی مواد و کالا

بهای تمام شده موجودی مواد و کالا باید در برگیرنده مخارج خرید مخارج تبدیل و سایر مخارجی باشد که واحد تجاری در جریان فعالیت معمول خود برای رساندن کالا یا خدمات به مکان و شرایط فعلی آن متحمل شده است.

مخارج خرید

مخارج خرید شامل بهای خرید و هر گونه مخارج دیگری از قبیل حقوق و عوارض گمرکی و حمل است که مستقیماً به خرید مربوط میگردد.

تخفیفات تجاری از بهای خرید کسر می شود.

برخی مخارج به شرح زیر در صورت احراز شرایط مربوط قابل احتساب در مخارج خرید است:

  • مخارج تأمین مالی واردات مواد و کالا به صورت اعتباری از نوع یوزانس به شرط آنکه به موجب مقررات موضوعه واردات مزبور به صورت نقدی مجاز نباشد.
  • در شرایط استثنایی طبق الزامات استاندارد حسابداری شماره ۱۶ با عنوان آثار تغییر در نرخ ارز ما به التفاوتهای ریالی مورد مطالبه ناشی از افزایش قابل ملاحظه نرخ رسمی ارز مثلاً از شناور به صادراتی به شرط اینکه تخصیص آن به آحاد بهای خرید مواد و کالای مربوط امکان پذیر باشد.

یوزانس در عرف تجارت بین الملل به معنای معامله نسیه تضمین شده میباشد و طی آن خریدار کالا علاوه بر قیمت کالا هزینه مالی بابت مهلتی که برای پرداخت به وی داده شده است، در سررسید می پردازد.

مخارج تبدیل

مخارج تبدیل شامل مخارجی است که مستقیماً به اقلام تولید شده مربوط می گردد مانند کار مستقیم مخارج تبدیل همچنین شامل سربار تولید اعم از ثابت و متغیر است که برای تبدیل مواد اولیه به محصول یا ارائه خدمات واقع می شود.

سربار ثابت تولید آن بخش از مخارج غیر مستقیم تولید است که علیرغم تغییر در حجم تولید نسبتاً ثابت می ماند مانند. استهلاک و مخارج نگهداری ساختمان و تجهیزات کارخانه و مخارج مدیریت کارخانه سربار متغیر تولید آن بخش از مخارج غیر مستقیم تولید است که متناسب با تغییر حجم تولید تغییر می یابد، مانند مواد و دستمزد غیر مستقیم سربار ثابت تولید بر مبنای ظرفیت معمول فعالیت واحد تجاری تخصیص مییابد ظرفیت معمول بیانگر متوسط محصولی است که انتظار میرود در شرایط عادی با در نظر گرفتن توقفات تولید ناشی از تعمیرات و نگهداری برنامه ریزی شده طی چند دوره یا فصل تولید شود.

برای تخصیص هزینه های سربار ثابت تولید میتوان از سطح واقعی تولید استفاده کرد به شرط آنکه سطح مزبور تقریباً نزدیک به سطح معمول فعالیت واحد تجاری باشد.
در تخصیص سربار ثابت تولید بر مبنای سطح معمول فعالیت مخارج مربوط به ظرفیت بلا استفاده باید در دوره وقوع به عنوان هزینه عملیاتی و پس از سود ناخالص در صورت سود و زیان منعکس شود.
جهت تعیین سطح معمول فعالیت واحد تجاری عوامل زیر را باید در نظر داشت :

  • میزان تولید مورد نظر طراحان دستگاه های تولیدی و مدیریت واحد تجاری تحت شرایط کار حاکم در طول سال مثلاً یک نوبت کاری یا دو نوبت کاری
  • بودجه سطح فعالیت سال تحت بررسی و سال بعد از آن و
  • سطحی از تولید که واحد تجاری در سال تحت بررسی و نیز در سالهای گذشته عملاً به آن دست یافته است.

در فرایند تولید ممکن است همزمان بیش از یک محصول تولید شود. برای مثال این وضعیت زمانی مصداق دارد که محصولات مشترک یا یک محصول اصلی همراه با یک محصول فرعی تولید میشود.

در مواردی که مخارج تبدیل هر محصول جداگانه قابل تشخیص نباشد این مخارج بر مبنایی منطقی و یکنواخت به محصولات تخصیص می یابد. برای مثال ممکن است از ارزش تسبی فروش هر محصول در مرحله ای از فرایند تولید که محصولات به طور جداگانه قابل تشخیص باشد و یا در زمان تکمیل تولید
به عنوان مبنای تخصیص استفاده شود.

در اغلب موارد محصولات فرعی ماهیتاً کم اهمیت است از این رو این محصولات به خالص ارزش فروش اندازه گیری و مبلغ حاصل شده از بهای تمام شده محصول اصلی کسر میشود در نتیجه مبلغ دفتری محصول اصلی با بهای تمام شده آن تفاوت با اهمیتی ندارد.

سایر مخارج

سایر مخارج تنها تا میزانی که آشکارا به رساندن موجودی مواد و کالا به مکان و شرایط فعلی آن مربوط است به عنوان بخشی از بهای تمام شده موجودی ها منظور میشود.
موارد زیر نمونه هایی از مخارجی است که در بهای تمام شده موجودی ها منظور نمی شود و در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی می گردد :

  • مبالغ غیر عادی مربوط به ضایعات مواد دستمزد و سایر مخارج تولید ضایعات قابل کنترل
  • مخارج انبارداری باستثنای مخارجی که در فرایند تولید برای انبارداری محصولاتی که نیاز به پردازش بیشتر دارند، انجام می شود.
  • سربار اداری که در رساندن موجودی ها به مکان و شرایط فعلی نقشی ندارد.

مخارج فروش

نکته مخارج مدیریت عمومی بر خلاف مدیریت عملیاتی مستقیماً به تولید جاری مربوط نمی شود و لذا نباید در مخارج تبدیل و در نتیجه در بهای تمام شده موجودی مواد و کالا منظور گردد.

در مورد واحدهای تجاری کوچک تر که مدیریت معمولاً در اداره روزانه هر یک از عملیات مختلف نقش دارد، ممکن است در تفکیک مخارج سربار مدیریت عمومی مسایل خاصی در عمل بروز کند در چنین واحدهایی مخارج مدیریت را میتوان با استفاده از مبانی مناسب به گونه ای منصفانه به عملیات تولید
بازاریابی فروش و اداری تخصیص داد.

در شرایطی خاص، مخارج تأمین مالی را میتوان در بهای تمام شده موجودی ها منظور کرد این شرایط در استاندارد حسابداری شماره ۱۳ با عنوان حسابداری مخارج تأمین مالی مشخص شده است.

بهای تمام شده موجودی ها در واحدهای خدماتی اساساً دستمزد و سایر مخارج کارکنانی که مستقیماً در ارائه خدمات مربوط مشارکت داشته اند و نیز سربار قابل تخصیص را دربر میگیرد.

دستمزد و سایر مخارج مربوط به کارکنان اداری و فروش در بهای تمام شده خدمات ارائه شده منظور نمیشود بلکه در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی میگردد.
تولیدات کشاورزی که توسط واحد تجاری از دارایی های زیستی برداشت میشود، در شناخت اولیه به ارزش منصفانه پس از کسر مخارج برآوردی زمان فروش اندازه گیری می شود. این مبلغ بهای تمام شده موجودی در آن تاریخ است.

به اشتراک بگذارید:

Telegram
WhatsApp
LinkedIn
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود به سایت