سلام. من فاطمه هستم فارغ التحصیل رشته ی اقتصاد. این روزها دارم دوره ی کارآموزی حسابداری رو میگذرونم. تصمیم گرفتم تجربه هام توی این مسیر رو اینجا بنویسم. هم برای خودم که یادم بمونه چی یاد گرفتم هم برای هرکسی که تازه می خواد وارد دنیای حسابداری بشه.
دخترعموی مهربونم که همیشه برام مثل یه خواهر بوده نقش خیلی مهمی تو این انتخاب داشت. با مشورت ایشون این مسیر رو شروع کردم و اطمینان دارم که مثل همه ی راهنمایی های قبلیش این توصیه هم برام بهترین خواهد بود.
از اوجایی که توی دانشگاه چیز زیادی از حسابداری یاد نگرفتم همه چیز برام تازگی داره اما چون انگیزه و هدف دارم یادگیری برام شیرین میشه.
آقای احمدی حسابدار شرکت از ابتدایی ترین موارد شروع کرده. مثل ماهیت حساب و سند تنخواه و بانک. صبر و حوصله ی ایشون در توضیح دادن واقعا قابل تحسینه.
خودم هم سعی میکنم راجب مطالب از پیش مطالعه داشته باشم که درکش برام ساده تر باشه.

این چند روز کارآموزی حسابداری، بیشتر از اینکه با اعداد و ارقام سر و کله بزنم، با یه غول کاغذی به اسم پرینتر درگیر بودم! قضیه از این قراره که باید اسناد حسابداری رو پرینت میگرفتیم و این دستگاه انگار لج کرده بود. هر بار که میخواستیم یه برگه رو چاپ کنیم، یه ارور عجیب و غریب میداد.
از همون اولش زنگ زدیم پشتیبانی نرمافزار حسابداری. فکر میکردیم مشکل از نرمافزاره دیگه. یه روز کامل رو توی همین پیگیریها گذروندیم. هی زنگ، هی توضیح، هی انتظار. آخرش هم هیچی به هیچی! نه تنها حسابداری یاد نگرفتم، حسابی هم کلافه شده بودم.
راستش رو بخواین من کلاً آدم کمطاقت و عجولی هستم. دلم میخواست همون اول کار همه چیز رو بلد باشم و تند تند پیش برم. ولی این اتفاق بهم یاد داد که گاهی باید وایساد و با آرامش به مشکلات نگاه کرد. یاد گرفتم که عجله کردن فقط اوضاع رو بدتر میکنه. چه تو زندگی، چه توی کار. این پرینتر هم داشت بهم این درس رو میداد!
خلاصه، وقتی آقای احمدی رفت دنبال کارهای اداری سازمان، من موندم و پرینتر و یه دنیا سند. گفتم این بار دیگه خودم دست به کار میشم. دوباره رفتم سراغ ارور پرینتر. با چند تا کلیک و یه کم گشتن توی اینترنت (که فهمیدم مشکل سایز کاغذ بوده و پرینتر دنبال کاغذ Letter میگشته)، بالاخره مشکل رو خودم حل کردم. وقتی دیدم سند با موفقیت چاپ شد، یه حس خوبی بهم دست داد. انگار یه برد کوچیک ولی شیرین رو تجربه کرده بودم.
همین چیزهای به ظاهر ساده، مثل همین درست کردن تنظیمات پرینتر، باعث میشه آدم سرعت کارش هم بره بالاتر. تازه فهمیدم که گاهی اوقات، مشکل اصلی از یه تنظیم کوچیک یا یه خطای ساده است که با کمی دقت و حوصله، خودمون میتونیم حلش کنیم. این تجربه بهم نشون داد که حتی اگه عجول باشم، میتونم یاد بگیرم که چطور با آرامش مسائل رو حل کنم و این خودش کلی ارزشمنده.

این هفته سراغ یکی از مهم ترین بخش های حسابداری یعنی حقوق دستمزد رفتیم ؛ نوشتن جدول حکم ، حقوق پرداختنی ، قوانین دولتی و فرمول اکسل هر کدوم رو یاد گرفتم.درحین کار، یه سری مشکلات توی اکسل برام پیش اومد. از اونجایی که آقای مهرپویا گفته بودن باید پاور کوئری و اکسل BI رو یاد بگیرم، گفتم الان بهترین فرصته که دست به کار بشم. یه دوره پیدا کردم و شروع کردم.هر چی جلوتر میرفتم، بیشتر ازش خوشم میاومد. چون باهاش کار میکردم، دیدم که چقدر کارام رو سریعتر راه میندازه. مثلاً میتونی برای یه فایل دستورالعمل بنویسی، بعد اگه دیتا جدید اضافه کردی، همون دستورها رو روش پیاده میکنه. تازه، فقط با یه دکمهی «Refresh» میتونی کاری کنی که هر چند دقیقه که خواستی، خودش اتوماتیک بهروز بشه، بدون اینکه لازم باشه بری سراغش. لذت بخشه نه؟البته، همینطوری که داشتم پاور کوئری یاد میگرفتم، از آقای احمدی هم یه چیزایی یاد میگرفتم. مثلاً الان که وقت بستن حسابهاست، داریم مغایرت حساب میگیریم و گردش بانکی رو چک میکنیم. یه چیزایی هم از سامانه مالیاتی my.tax یاد گرفتم که خیلی به دردم خورد.راستش اوایل فکر میکردم خیلی پیچیده باشه، ولی وقتی با آقای احمدی چند تا از کارها رو انجام دادیم، دیدم که چقدر فرآیند رو راحتتر کرده. مثلاً قبلاً برای استعلام یه چیزایی باید کلی کاغذبازی میکردیم، ولی الان همه چی آنلاینه. البته یه جاهایی هم هنوز یکم سخته و قلق داره، ولی کلاً تجربه جالبی بود که فهمیدم چقدر مهمه که با این ابزارهای دولتی آشنا باشیم، چون پایهی خیلی از کارهای حسابداری ما به اونا وصله.خلاصه هفته پرباری داشتم و فهمیدم که حسابداریِ مدرن فقط جمع و تفریق نیست؛ هنرِ مدیریتِ دادههاست.

این روزها که حسابداری برام ملموستر شده، انجام کارها هم برام راحتتره. مثلاً وقتی خودم لیست بیمه پرسنل رو رد کردم، مرتب کردن زونکنهای بیمه سالهای قبل یا روکش سند زدن دیگه برام یه کار نامفهوم نیست و میتونم بدون کمک انجامش بدم.کمکم کار با سایتهایی که یه حسابدار باهاشون سروکار داره رو هم یاد گرفتم. مثلاً میدونم برای ارزش افزوده باید سراغ سامانه مودیان برم که کاراش فصل به فصل هم انجام میشه و برای هر سال مالی باید چهارتا اظهارنامه داشته باشیم. یا مالیات حقوق رو از MyTax پیگیری کنم و بیمه پرسنل باید ماه به ماه داخل Eservices.tamin رد بشه.یاد گرفتن خودش شیرینه، ولی وقتی میبینم یه کاری رو که قبلاً بلد نبودم الان خودم به تنهایی انجام میدم، لذت بیشتری داره.آقای احمدی هم معتقده که قدرت یادگیری و علاقهم به حسابداری خوبه و زود راه میافتم. خودم فکر میکنم نوشتن هم یکی از نقاط قوتمه. نوشتن باعث میشه چیزی از روند یادگیریم جا نمونه.بین همه این کارها هم سعی میکنم یادگیری اکسل و کوئری رو فراموش نکنم و اگر شده روزی نیم ساعت براش وقت بذارم چون میدونم چه قدر تو سرعت انجام کارهام تاثیرداره.

همینطور که مشغول مرتب کردن زونکنها بودم، به زونکن اظهارنامه مالیاتی و گزارشهای حسابرسی رسیدم و به همین بهانه بحث مالیات عملکرد هم مطرح شد.آقای احمدی توضیح دادن که در اظهارنامه مالیات عملکرد، اطلاعات مربوط به فعالیتهای مالی شرکت در طول هر سال مالی جمعآوری و به سازمان امور مالیاتی ارائه میشه که این کار فقط یک بار در هر سال مالی انجام میشه و زمان مشخصی داره؛ معمولاً برای اشخاص حقیقی در طول خردادماه و برای اشخاص حقوقی در طول تیرماه.در حین توضیحات، اظهارنامههای سالهای قبل را هم بررسی کردم تا با شکل کلیش بیشتر آشنا شم. بعد وارد سامانه مالیاتی شدم و متوجه شدم از طریق گزینه «لیست اظهارنامه عملکرد» میتوان اظهارنامههای ثبتشده و وضعیتش رو بررسی کرد. مشغول پرینت گرفتن مدارک و مرتب کردن زونکنها با استفاده از دیوایدر و پوشه شدم تا اسناد منظمتر باشن که کسی بعد از من بهشون مراجعه کرد، بتونه راحتتر مدارک مورد نیازش را پیدا کنه.در ادامه نوبت به مرتب کردن گزارشهای حسابرسی رسید. به طور کلی شرکتها با یک مؤسسه حسابرسی قرارداد میبندند تا اسناد و پروندههای مالیشون بررسی شه. پس از انجام حسابرسی، گزارش صورتهای مالی توسط مؤسسه تهیه و به شرکت تحویل داده میشه. شرکت هم این گزارش را به اداره مالیات ارائه میکند. برای ارائه گزارش حسابرسی معمولاً تا سه ماه پس از ارسال اظهارنامه فرصت داریم. همچنین از هر گزارش معمولاً سه نسخه تهیه میشه؛ یک نسخه برای شرکت، یک نسخه برای اداره مالیات و یک نسخه نیز برای مؤسسه حسابرسی.